دیدگانی آرام ٬
اشک هایی جاری ٬
دست هایی لرزان ٬
رنگ را می ریزد
فکر را می بازد
کس نداند او که بود؟!
خود نداند کیست او؟
ذهن او بازیچه افکار او
او نداند در جهان بهـــــر چه بود؟
گر بداند واژه هایش پر تهی
رنگ هایش پر سیاه
شعر هایش پر پریشانی نبود !....
بمانم تا عدالت را برفرازم،بيفروزم
" فريدون مشيري "
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
اين جهان پر است از صداي پاي مردمي كه همچنان كه تو را مي بوسند،
در ذهن خود طناب دار تو را مي بافن
" فروغ فرخزاد "
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
گاهي اوقات چيزي درون من مي رقصد و پاي کوبي مي کند
من روحم را حبس نکرده ام.
به اينکه انسان عجيبي هستم اعتراف مي کنم !
من خدا را در آغوش کشيده ام.
خدا زياد هم بزرگ نيست.
خدا در آغوش من جا مي شود،
شايد هم آغوش من خيلي بزرگ است.
خدا را که در آغوش مي کشم دچار لرز هاي مقطعي مي شوم .
تب مي کنم و هذيان مي گويم.
خدا پيشاني مرا مي بوسد و من از لذت اين بوسه دچار مستي مي شوم.
خدا يکبار به من گفت تو گناهکار مهرباني هستي.
و من خوب مي دانم که گناهان من چقدر غير قابل بخششند.
مي دانم زياد مهمان نخوام بود.
اين را نه از خود که پدر آسماني به من گفته است.
زمان مي گذرد.
هميشه سعي مي کنم خوب باشم و هميشه بد مي مانم.
بايد کمي قدم بزنم تا فکر کنم.
من براي اينکه براي کسي که دوستش دارم شعر بگويم هم بايد قدم بزنم .
مدتي هست که خيلي افسرده ام.
از اينکه چيزي مي نويسم احساس بدي به من دست مي دهد.
من روح خودم را معتاد به زنده بودن کرده ام.
و از اين متاسفم.
و بيشتر از اين تاسف مي خورم که روزهايي که سعي مي کردم مورچه هاي سياه را لگد نکنم
ناخواسته غنچه هاي بوته گلي را لگد مال کردم.
من اين روزها مدام هذيان مي گويم
آسمان براي من بنفش است .
بايد کمي قدم بزنم ......
" نمی دونم از کی!می دونم خیلی قشنگ بود.... "
پ.ن:شاید توی گروه روزنه یاهو! بتونید پیدا کنید از کی بود!
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
من آن گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بي آبي ولي با خفت و خاري پي شبنم نميگردم
در اين دنياي وانفسا که لبريز است ز ديوانه عجين سايه خويشم پي آدم نميگردم
" بازم نمی دونم! "![]()
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
اعتراف مي کنم
به زجر زنده بودن
به تحمل دردبي تو بودن
به مرگ همسايه ديدن
اعتراف مي کنم
که انسانم در واژه نه درمعنا
که مي بينم ظاهر را نه باطن
که مي خندم با لب نه با دل
اعتراف مي کنم
که هيچ نبودم
زنده بودم ولي زندگي نکردم
عاشق بودم ولي عاشقي نکردم
و اعتراف مي کنم که مي خوام فريادبکشم ولي خميازه نشان مي دهم
واي کاش اعتراف مي کردم که مخواهم تغيير کنم...............................
"این هم از اینجاست....."
سبز و شاد باشید.....
فعلا!