
آرام باش
آرام تر از هر ذهن خفته اي در اين بي کران آشفته...
به آرامي آسمان شب
آرام تر از صداي عبور شب برپوست نازک روز
آرام...تا صداي جاري شدن اشک بر گونه هايت را بشنوي...
پس عشق را احساس کن..
در تمام قلبت...در بي کران ذهنت عشق هر موجودي را حس کن...
براي نهنگ به ساحل گريخته دلسوزي کن...
و عطش عشق دريا به ماه را بفهم....
خار پشت را به خاطر زيبايش ستايش کن
دل بسپار به نواي دل صدف...
آنگاه زندگي را دوباره آغاز کن...
با عشق...
عسق به تمام هستي
عشق به همو که تو را آفريد و حقيقت عشق را در بطن قلبت جاري ساخت....
چشم هایم بهانه می خواهند
اشک هایی چو سیل روان
می چکد بر دو گونه من
چشم هایم ترانه می خواهد
>>>>>
سلاممممم:
شرمنده ٬ این مدت نه تونستم آپ کنم نه تونستم متنای زیباتونو بخونم....![]()
تا اطلاع ثانوی هم نمی تونم آپ کنم.....![]()
اطلاع ثانوی:
هر وقت از گمگشتگی در بیام....![]()
![]()
سبز و شاد باشید.....![]()
فعلا!